الشيخ أبو الفتوح الرازي

68

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بنيته بعصبة من ماليا اخشى ركيبا او رجيلا عاديا و ابو عثمان گفت : گاو بنزديك عرب « نعجه » باشد و آهو « ماعز » ، گفت دليل بر اين قول ذو الرّمّه كه گفت : ( 1 ) اذا ما علاها راكب الضّيف لم يزل يرى نعجة في مرتع و يثيرها مولَّعة خنساء ليست بنعجة تدمّن اجواف المياه و قيرها و توليع و خنس از صفت گاو باشد از صفت گوسپند ( 2 ) نباشد و دليل بر آن كه آهو را « ماعز » خوانند قول ابو ذؤيب است : ( 3 ) و عادية ( 4 ) تلقى الثّياب كانّها تيوس ظباء محصها و انبتارها ( 5 ) و « تيس » فحل بز ( 6 ) باشد و مراد به ازواج افراد است ، عرب گويد : عندي زوجان من الحمام ، نر و ماده خواهد يعنى هر يكى از ايشان جفت آن ديگر باشد و واحد « ضأن » ضاين در مذكّر و ضائنه در مؤنّث است و جمع ضأن كرده‌اند على ضئين ، كعبد و عبيد و جمع « ما عز » بر مواعز كرده‌اند . و از صادق - عليه السّلام - روايت كردند كه او گفت مراد بقوله : * ( مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ ) * ، اهلى و وحشى خواست و همچنين در بز و گاو اهلى و وحشى خواست و در شتر همچنين عربى و بختى خواست . و بر اين قول هشت جفت شانزده عدد باشد و تخصيص اين اجناس [ براى آن كرد ] ( 7 ) كه اين آن بود كه ايشان حرام كردند . از اين جمله ( 8 ) آنچه حرام كردند . آنگه بر سبيل احتجاج گفت و ردّ بر ايشان كه : بگوى ( 9 ) تا كدام حرام كرد خداى از اين هشتگانه دو نر يا دو ماده ؟ و « الف » استفهام راست و معنى تقريع و انكار . * ( أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْه أَرْحامُ الأُنْثَيَيْنِ ) *

--> ( 3 - 1 ) . مج ، وز ، مل شعر . ( 2 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، لت ، آن : گوسفند . ( 4 ) . مج ، وز : غادية . ( 5 ) . كذا : در اساس و همهء نسخهء بدلها چاپ شعرانى ( 5 / 79 ) و تبيان ( 4 / 299 ) و انبتارها . ( 7 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 8 ) . آج ، لب : از جملهء . ( 9 ) . مل : بگوييد .